|
مریان باستانی شهر کهن / دیروز ،امروز ،فردا |
|
يكشنبه ، 24 مهر 1390 ، 14:41 |
|
|
|
|
مریان باستانی شهر کهن دیروز ،امروز ،فردا درگفتگو با دکتر محمد تقی رهنمایی استاد جغرافیای دانشگاه تهران
مقدمه : شهرها و آبادی ها در طول تاریخ ، فراز و فرودهای زیادی پیدا می کنند و این فراز و فرود به میراث های تاریخی و فرهنگی آنها در گذر زمان تبدیل می شود . بسیاری از یادمان های دیرین کشور مانند چغازنبیل در خوزستان ، سیلک در کاشان و شهر سوخته در سیستان از جمله همین شهرها و یاد مانهایی هستند که در گذشته رونق زندگی در آنها جریان داشته و امروزه رو به افول گذاشته اند . مریان نمونه دیگری از همین شهرها و آبادی هاست که روزگاری حیات پرجنب و جوش داشته و تا همین نیم قرن پیش نیز ، یکی از مراکز شهری فعال و آباد تالش بوده است این گفتگو سعی دارد نگاهی دیگر به مریان داشته باشد مریان این "باستانی شهر کهن" به قول استاد دکتر رهنمایی ، امروزه رنگ ورویی دیگر پیداکرده است . متاسفانه ما تالش ها در اکثر زمینه ها وابعاد ،تاریخ ،طبیعت،ظرفیت های فرهنگی ،طبیعی،اقتصادی وحتی انسانی از داشته های خود غافلیم از این رو مریان یک هویت تاریخی ،فرهنگی وطبیعی برای همه تالشان است وتوجه وتعرفه آن وظیفه ای برای همه تالشان می تواند باشد بی شک نگاه عمیق به این منطقه از تالش، با تمامی داشته ها ونداشته هایش ،ظرفیت ها وتوانایی هاو کمبود هایش که به مثابه یک پشتوانه تاریخی وثروت ملی محسوب می شود میتواند عزم ملی را برای رفع کمبودها ونیازهای منطقه فراهم نماید توسعه مریان با ظرفیت های گسترده ومتنوع تاریخی وطبیعی در حقیقت توسعه منطقه تالش می تواند به حساب آید امید است این گفتگو بتواند ضمن معرفی مریان ، رویکرد جدیدی در پیش روی تالشان ایجاد نماید تا اولا در راستای توسعه مریان مطالباتی از مسئولین داشته باشند وثانیا مسئولین امر نیز با شناخت بیشتر وبا جدیت در راه رفع کمبودها ونیازهای منطقه اقدام نمایند
مریان یعنی "آبادی و شهر بزرگ" دکتر محمد تقی رهنمایی که خود علقه وپیوندی خاص با مریان داشته وبه قولی ریشه در این منطقه دارد در خصوص مریان و وجه تسمیه و چگونگی پیدایش آن می گوید : واژه مر در زبان تالش یعنی آبادی و سکونت گاه که بعنوان پیشوند و یا پسوند با اسم می آید . نمونه هایی از آبادی هایی که با پسوند و پیشوند مر در تالش وجود دارند ،عبارتند از اسبومر ،اوسنمر ، خرجگیل و........ اما واژه مریان از دو بخش "مر" و " یان" تشکیل شده که جز م "ر" آن به معنای آبادی و "یان" حالت توصیفی صفت بمعنای بزرگ و کلان را دارد . بدین ترتیب مریان یعنی آبادی و شهر بزرگ . از این قبیل قیاس ها در توصیف شهر ها به اشکال مختلف وجود دارد . بعنوان مثال در زبان عربی به شهر، مدن یا مدینه گفته می شود . شهرهای شبه جزیره عربستان آبادی های کوچکی بیش نبوده اند به همین دلیل به برخی از آنها قریه هم گفته می شد مثلا مکه بعنوان یک آبادی یا قریه مهم" ام القرا" یا به زبان امروزی "مادر شهر" لقب داشت در همین حال اعراب به تیسفون که در زمان خود شهر بسیار بزرگی بوده "مداین" یعنی بصورت جمع مدینه گفته می شد که امروزه معادل "کلانشهر" است . از این مقایسه ها و سوابق تاریخی می توان نتیجه گرفت که مریان هم در زمان خود شهر بزرگی بوده که از محله ها و آبادی های متعددی تشکیل می شده است دلیلی که برای این ادعا می توان آورد ، پراکندگی مساکن پیش از تاریخ یا دولمن ها در سطح دره مریان است . اگر توجه کنیم حتی از نظر سیاسی – اداری نیز دره بزرگی که در داخل خط الراس کوهها قرار گرفته مریان نامیده می شود و شناسنامه بسیاری از ما صادره از مریان است .
"تمدن مریان" نیازمند مطالعه وبازشناسی گسترده وعمیق است دکتر رهنمایی در خصوص تاریخچه وپیدایش مریان می گوید :پیدایش مریان داستان بسیار جالب و شیرینی دارد که من در مقالات و سخنرانی های متعدد به آن اشاره کرده ام . واقعیت این است که مریان یکی از قدیمی ترین سکونتگاه های تاریخ ایران است و قدمت آن به دوران پیش از تاریخ بر می گردد . بر اساس شواهد دیرین شناسی یا پالئولوژی ، می توان زمان تقریبی پیدایش مریان را به 8 تا 10 هزار سال پیش برآورد کرد . یعنی زمانی که توده های یخ انباشت شده در چاله بزرگ مریان ذوب شد . و شرایط زیستی مساعدی برای زندگی گیاهان ، حیوانات و انسانهای اولیه فراهم شده بود . متاسفانه کاوشهای باستان شناسی هنوز فرصت حفاری های لازم و کافی را که بر اساس روش های علمی آن می توان سن دقیق اشیا و یادمانهای زیست و معیشت را تعیین کرد پیدا نکرده است آن چه که تاکنون انجام گرفته تنها روزنه کوچکی است برای ورود به تمدن مریان بر روی واژه تمدن مریان من تاکید خاص دارم ، چرا که معتقدم اگر مطالعات لازم و نظام مند در این منطقه انجام گیرد ، بطور مسلم فصلی جدیدی در تاریخ و باستان شناسی ایران بنام تمدن مریان گشوده خواهد شد.
پیدایش شهر باستانی مریان دکتر رهنمایی در خصوص چگونگی ونحوه پیدایش شهر باستانی مریان می گوید : با ذوب شدن یخ و فراهم آمدن شرایط رویش و زیستی در منطقه مریان بتدریج انسانهای غار نشین که بصورت گروههای پراکنده در غارها زندگی می کردند، در این محل که منابع غذایی فراوان وجود داشت گردهم آمدند سازمان اجتماعی اولیه آنها دارای سلسله مراتب منظمی بوده و هر گروه یا خانواده ای که یک کلان ( واحد اجتماعی ) را تشکیل می دادند ، در محلی مشخص گرد هم جمع شده و باهم زندگی می کردند . پراکندگی این مساکن بستگی پیش از تاریخ دارای یک مدل خوشه ای است . بدین معنی که اعضای هر گروه در محلی نزدیک به هم و با ساخت و لحن ها ی خویش در کنار هم زندگی اشتراکی و خانوادگی داشتند . اما در مسایل کمکی مانند دفاع و یادواره عمومی منطقه از بزرگان و رهبران خود پیروی می کرده اند . وجود دز تپه یا دژ تپه در کنار رودخانه کرگانرود و در جنوب مریان که اراضی آن را محلی ها شخم زده اند بیانگر این واقعیت است که تامین امنیت و دیده بانی از کل مریان بر عهده سازمان دفاعی تعریف شده ای بوده که ساختار آن در میان همین جوامع اولیه طراحی شده بود . با این نظام زندگی و قرار گیری محله ها متعدد در کنار هم ، شهر و آبادی بزرگی بوجود می آید که نام مریان به خود می گیرد . من با آگاهی از این سابقه تاریخی و مستندات موجود سالها پیش اقدام به تهیه تابلویی کردم با مضمون به شهر باستانی و تاریخی مریان خوش آمدید . اطلاق واژه" شهر" به مریان با صنعت باستانی و تاریخی آمده بود و این بدان معنا بوده که این آبادی در دوران پیش از تاریخ و باستان شهر بوده کما این که شهر سوخته ، سیلک و چغازنبیل نیزکه امروزه هویت شهری ندارند ، در دوره های گذشته شهر بودند . از این رو وقتی امروزه گفته می شود که" شهرباستانی مریان" این نه تحریف است و نه گزافه گویی . بلکه یک واقعیت تاریخی است . البته اگر گفته شده بود به شهر مریان خوش آمدید ، در آن صورت حق با آن بخشداری بود که با رنگ سیاه واژه شهر را پوشانده بود ، که مبادا به منزلت شهرهای موجود توهینی شده باشد . باری از این گله گذاری ها می گذرم که خود جای بحث دیگری دارد . بنابراین بکار بردن شهر باستانی و تاریخی مریان از هیچ نظر ایرادی ندارد و من معتقدم که کاملا صحیح علمی و قانونی هم هست .
از دیربازکوهستانها وجلگه های تالش از کانونهای زیست ومعیشت بوده اند دکتررهنمایی با اشاره به اینکه از دیر باز کانونهای زیست و معیشت در تالش هم در بخش جلگه ای و هم در بخش های کوهستانی و کوهپایه ای به موازات هم وجود داشته است می افزاید :نمی توان گفت که در گذشته های دور تنها نواحی کوهستانی مسکونی ، بوده اند . بلکه وجود قلعه لیسار و یا آتشکده اسپیه مزگت در دیناچال و بسیاری از آ بادی های دیگر حکایت از آن دارند که در کنار آبادی های بزرگ وفعال مانند مریان ،ارده ، رینه ، تول ، مسه چول ، اسبه سراو ، وسکه و بسیاری دیگر در دو قسمت کوهستانی ، شهرها و آبادی های بزرگی هم در جلگه وجود داشته اند ، که نمونه های لیسار و اسپیه مزگت نشانه های بارزآن هستند . تالشان بدلیل گرمای طاقت فرسای تابستان و شیوع انواع بیماری ها ی واگیر و بویژه وجود بیماری مالاریا که پشه ناقل آن در تالابها و باتلاقها تولید مثل می کرد ، بخشی از سال را به نواحی کوهستانی می رفتند و در کنار ساکنین دایمی آنها زندگی می کردند . این همزیستی مکمل هم بوده و کشاورزان جلگه نشین و دامداران کوه نشین نیازهای یکدیگر را متقابلا تامین می کردند. حتی تا همین اواخر ، یعنی تا دوره قاجار هم حکومت تالش به پیروی از این جابجایی مردم میان جلگه و کوهستان جابجا می شد روی همین اصل مرحوم نصرت اله خان سردار امجد ، برای اداره امور حکومت تالش اقدام به ساخت ساختمانهای حکومتی در هشتپر و در آق اولر کرد که بتواند هم سو با مردم در ییلاق و قشلاق در کنار آنها باشد . وگرنه اگر غیر ازاین می بود ، به راحتی می توانست از مقر حکومت خود در هشتپر ، مریان را هم اداره کند . این خود نشان می دهد که اهمیت و منزلت مریان و ساکنین آن از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در حدی بود که می توانست حکومت را هم بدنبال خود بکشاند . این روال تا مدتها ، حتی پس از انقلاب مشروطیت و انقراض قاجار ها هم در منطقه ادامه داشت . من به سن و سال خودم شاهد بودم که در فصل تابستان که مردم برای استراحت به ییلاق می رفتند و آبادی ها ی اطراف مریان ، شکردشت ، سوباتان ، ریک ، تول مملو از جمعیت می شد ، در مریان پاسگاه ژاندارمری و دفتر اداره ثبت احوال که سجل و احوال خوانده می شد ، دایر می گشت . مرحوم سروان شیبانی که فرمانده ژاندارمری تالش بود و مرحوم سید محمد نیکرو که مسئولیت اداره ثبت احوال را داشت همراه با مردم به مریان می آمدند و دفاتر و تشکیلات خود را در آنجا اداره می کردند. تقریبا تمامی بزرگان و معتمدین محلی هم در تابستان به مریان و ییلاقهای اطراف می رفتند و هر کس در کنار طایفه و خویشاوندان خود ، خانه و کاشانه ای داشتند که در کنار مردم زندگی می کردند .در سال 1330 خورشیدی سازمان بهداشت جهانی برای مبارزه با مالاریا در ایران برنامه ای پیاده کرد که طی آن تمامی روستاها و حتی شهر هشتپر با سم د.د.ت 10% که سمی قوی بود سمپاشی شدند این سمپاشی که در آبان ماه سال 1330 انجام گرفت و سال بعد نیز با ترکیبی رقیق تر ادامه یافت ، تقریبا پشه مالاریا را از بین برد.
توسعه بهداشت وایجاد امکانات به هشتپر هویت شهری داد استاد ارشد جغرافیای ایران در ادامه به پیدایش شهر هشتپر اشاره می کند ومی گوید : با از بین رفتن پشه مالاریا و درمان بیماری ها ی مالاریایی توسط ماموران سازمان ریشه کنی مالاریا ، یکی از انگیزه های مردم برای رفتن به ییلاق هم از بین رفت . در این فاصله امکانات رفاهی اولیه مانند برق ، آب لوله کشی ، بهداشت و درمان ، آموزش وپرورش در شهر هشتپر توسعه پیدا کردند . چه از حدود سال 1327 مرکز شهرستان تالش از پونل و شفارود و کرگانرود ، بتدریج در هشتپر مستقر شده بودند و هشتپر بتدریج هویت شهری بخود گرفته بود . با کاهش انگیزه ییلاق رفتن ، امکانات اقامت و سکونت دایم در شهر و روستاهای جلگه ای بیش از بیش فراهم شد و به همین نسبت مقبولیت مریان و دیگر آبادی های پر رونق گذشته سرعت کاهش یافت . ناگفته نماند که نبود امکانات رفاهی در نواحی ییلاقی و مشکلات دسترسی و ارتباطات در کنار توسعه این خدمات در هشتپر و نواحی روستایی تالش ،سال به سال از تعداد مهاجرین فصلی ییلاق ها کاست و مریان و دیگر آبادی های کوهستانی وارد دوره ای از رکود شدند که ادامه آن حدود 50 سال طول کشید. از دهه 1370 خورشیدی دولت جمهوری اسلامی ایران برای ساماندهی فضای جغرافیایی کشور ، که بشدت دچار تمرکز و تمرکز گرایی شده بود ، سیاست تمرکز زادیی را بعنوان یک استراتژی توسعه ملی مورد توجه قرار داد. هر چند که این موضوع ، یعنی تمرکز زدایی از سالهای 1353 آغاز شده بود ، و عملا اقدامات زیادی در این زمینه ها هم انجام گرفته بود ، اما این موضوع بدلیل وقوع انقلاب در سال 1357 و سپس آغاز جنگ عراق علیه ایران تا سالهای پس از جنگ مسکوت مانده بود . من در آن سالها با بسیاری از طرح های مطالباتی مرتبط با این مسایل درگیر بودم که طرح منطقه ای سواحل دریای خزر هم از آن جمله بود . یکی از راههای پیشنهادی برای کاهش بارگذاری جمعیت و فعالیت از بخش های جلگه ای استان های شمالی تقویت مراکز جمعیتی پر توان در نواحی کوهپایه ای و کوهستانی بود. در همین راستا توصیه شده بود که مراکز دارای قابلیت توسعه در نواحی کوهستانی مورد توجه قرار گیرند . باید توجه داشت که در آن زمان بر اساس نتایج سر شماری های عمومی نفوس ومسکن سالهای 1365 و 1375 بیش از 90% جمعیت استانهای ساحلی دریای خزر در نواحی جلگه ای زندگی می کردند . این فشار اکولوژیکی جمعیت و فعالیت بر نواحی جلگه ای بحرانهای فضایی زیادی را بوجود آورده بود که باید با آن مقابله می شد . در همین راستا ، دولتهای وقت تصمیم گرفتند که بخشی از تصمیم گیری های عمرانی را به استانها و بدنبال آن فرمانداری ها واگذار کرده و دست آنها را در تصمیم گیری های ناحیه ای و محلی و منطقه ای باز گذارند . از این رو استانها بسرعت در طی برنامه دوم توسعه (76-1373) اقدام به تهیه انواع طرحهای توسعه استانی کردند و این مطالعات از جمله بهترین اقداماتی بود که در تاریخ عمران منطقه ای کشور صورت پذیرفته بود.
حضوراساتید بزرگ تاریخ وجغرافیا دانشگاههای کشور از تالش دکتر رهنمایی با اشاره به حضور اساتید بزرگ تاریخ وجغرافیای کشور در تالش آن را نقطه عطفی در معرفی تمدن تالش وظرفیت های تاریخی وجغرافیایی این منطقه دانسته ودر تشریح ان می گوید : در سال 1373 گروهی از همکاران دانشگاهی اصرار داشتند که سفری به تالش انجام دهند و از من می خواستند که آنان را به تالش بیاورم . دکتر احسان اشراقی استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران مسئولیت نام نویسی داوطلبان را عهده دار شدند . حدود 65 نفر ثبت نام کردند و سرانجام توانستیم 34 نفر را با یک اتوبوس به تالش بیاوریم .مسئولیت پذیرایی را پدرم بعهده گرفت و همه گروه بجای هتل در خانه پدرم و من مستقر شدند و چه بحث های علمی و تاریخی و اجتماعی که در این چهار روزه انجام نگرفت . چه هر کس مناسب با رشته تخصصی خود وظیفه داشت برای دیگران ساعتی صحبت کند. مرحوم دکتر حسین خطیبی که از دوستان دیرین پدرم و استاد برجسته سبک شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی و دبیر کل شیرو خورشید سرخ سابق و هلال احمر کنونی بود چگونگی بازسازی ساختمان سردار امجد و احداث بیمارستان شیروخورشید و حتی چگونگی فراهم کردن دستگاه رادیولوژی را برای این بیمارستان تعریف کرد که خود حکایتهای تلخ و شیرین زیادی داشت .استاد محمد رضا شفیع کدکنی ، دکتر احسان اشراقی ، دکتر محمد منصور فلامکی ، دکتر فرج اله محمودی ، علی هاشمی ، دکتر ناصر تکمیل همایون ، دکتر پریدخت فشارکی ، دکتر شاپور ملک شهمیرزادی و بسیاری دیگر که همگی از استادان برجسته رشته های خود بودند ، هر روز با سخنان دلنشین خود این جمع فرهنگی را سرگرم و بهره مند می کردند . روز 28 اردیبهشت 1373 برنامه گروه بازدید از ییلاق مریان بود . مرحوم سید امیر اشرف که همراه جمع بود و دلبستگی زیادی به احیای فرهنگ و هویت تالش داشت به همراه پرویز رازبان و محمد افراسیابی با آوردن چند گوسفند نه تنها امکانات پذیرایی را تکمیل کردند ، بلکه با تدارک تعدادی وسایط نقلیه گروه را به مریان منتقل کردند . قبلا آشپز ماهری را به همراه وسایل لازم با یک وانت به مریان فرستاده بودیم و برادرم مرتضی مسئولیت هماهنگی تدارکات را برعهده داشت . در مریان بر روی چمنی که توسط ساکنان محلی فرش شده بود مستقر شدیم و برنامه بازدید از مساکن پیش از تاریخ ، حمام ، مسجد و ساختمانهای حکومتی اغاز شد . هنگام صرف نهار دو مینی بوس از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد رشت هم سر رسیدند که اساتید آنها از شاگردان سابق ما بودند و این جمع را با حضور خود کامل کردند . در همان روز از پدرم خواستم که زمینی را برای احداث خانه به من بدهد خیلی خوشحال شد و چند قطعه را به من نشان داد که با سلیقه من موقعیت آنها سازگاری نداشت . زمینی را که خودم پسند کرده بودم به شخص دیگری تعلق داشت . با او وارد مذاکره و قرار و مدار شده بود که اجل مهلتش نداد و وراث هم تمایلی به فروش نداشتند . در اسفند همان سال پدرم فوت کرد و دو سال بعد ، به اتفاق امیر اشرف برای جستجوی زمین به مریان رفتیم و سرانجام همین محوطه ای را که هست خریداری کردم . با زحمت زیاد اقدام به ساختن کردم و سرانجام خانه ساخته شد . آن هم در جایی که نه راه داشت ، نه برق و نه آب ولی این ها چیزی نبودند که نتوان فراهم کرد. روزی در جلسه شورای شهر تالش برای بررسی طرح جامع شهر دعوت داشتم سید محمد موسوی گفت: که فرماندار جدیدی به تالش آمده و می خواهد شما را ببیند . آنقدر فروتن بود که پا شد و به جلسه آمد . در حین صحبت گفت با شما صحبت خصوصی دارم . به اتفاق سوار اتومبیل من شدیم و به سمت مریان حرکت کردیم باران ریزی هم می آمد و جاده خاکی و سنگلاخی تصویر درستی را برای تصمیم گیری فرماندار فراهم کرده بود . به مریان رسیدیم تمام تاریخ و گذشته و حال مریان را برایش تعریف کردیم .ابعاد محرومیت را که شنید ، انگیزه و تمایل خود را برای دیدار از مریان بازگو کرد . ظاهر ا حدود 80 میلیون تومان اعتبار برای آسفالت راههای روستایی در اختیارش بود و می خواست آن را در جای درستی هزینه کند. روز بعد گزارشی بر اساس صحبتهای من تنظیم کرد و برای گرفتن مجوز به استانداری فرستاد . این اقدام کوچک باعث شد که راه هشتپر به مریان طی سالهای بعد آسفالت و تکمیل گردد. در یکی از سالهای بعد که هنوز بی آزار فرماندار تالش بود . استاندار وقت آقای مهندس سلطانی فر و معاون عمرانی آقای مهندس قهرمانی را که بعدا خود استاندار گیلان شد ، به مریان دعوت کرد . در همین سفر بود که استاندار و معاونش اعتبار مدرسه مریان را تامین کردند و این مدرسه ساخته شد . بتدریج برق رسانی و آبرسانی آبادی ها هم در برنامه کاری توسعه منطقه ای قرار گرفت و چهره مریان با آغاز کارهای عمرانی دگرگون شد . تقریبا روزی نبود که مردم برای خرید زمین و احداث خانه های ییلاقی مراجعه نکنند . تو گویی که مریانی ها ی سابق که 50 سال به خواب فرو رفته بودند ، از یک خواب طولانی بیدار شدند . هرکس که توانست و می توانست اقدام به ساخت خانه در محوطه خانوادگی خود کرد و هرکس هم که زمین نداشت زمینی خرید و ساخت .
امروزه سالانه تقریبا 40خانه جدید در مریان ساخته می شود امروزه مریان زندگی دوباره ای یافته است . تا آن موقع کسی باور نمی کرد که می توان در مریان هم خانه ای مناسب و قابل سکونت ساخت . اما نخستین تجربه نشان داده بود که می توان ساخت و استفاده هم کرد . آماری که من از سالهای گذشته در اختیار دارم ، نشان می دهد که سالانه حدود 40 ساختمان جدید در مریان و اطراف آن ساخته می شود که اکثر آنها بازماندگان همان ساکنان قدیمی مریان هستند. می توان گفت که افراد غیر بومی بسیار اندک و محدود هستند . زندگی در مریان مجددا زنده شد و این شهر باستانی و تاریخی می رود که دوره جدیدی از حیات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی خود را آغاز کند . اما در این میان که مردم چنین اقبالی را نشان می دهند ، وظیفه مسئولین چیست . بنظر من وقت آن رسیده که مسئولین شهرستان نگاه مهربانتری به مریان داشته باشند . هر چند که تقویت آبادی های واقع بر سر راه ارتباطی رشت – تالش – آستارا و ارتقای منزلت آنها به شهر در سالهای اخیر باعث عمران و آبادانی آنها شده و شهرهای حویق ، لیسار و اسالم از انزوای تاریخی بیرون آمده اند ، لیکن آبادی های پر توان مانند مریان ، سوبه تان ، ارده ، اسبه هونی که قابلیتهای توسعه فراوانی دارند ، می توانند بخشی از سرریزهای جمعیتی آبادی های جلگه ای را در خود جای دهند. مریان ویترین فرهنگی و یادمان تاریخی تالشان است دکتر رهنمایی در ادامه مریان را یک سرمایه هنگفت نه فقط برای تالش وگیلان بلکه برای کشوراعلام داشته و می گوید :به گفته بسیاری از کسانی که تاکنون از منطقه مریان دیدن کرده اند ، زیبایی های طبیعت و محتوای غنی تاریخی و فرهنگی آن سرمایه هنگفتی است که این منطقه در اختیار دارد . مریان ویترین فرهنگی و یادمانی و تاریخی تمام تالش و تالشان است . واگر همتی شود نه تنها مریان بلکه کانونهای دیگری هم می توانند از این انزوای تاریخی بیرون آیند . سالانه حدود 5/4 نفر مسافر از محور رشت – انزلی – تالش و آستارا عبور کرده و به استان اردبیل می روند . این بازار عظیم بالقوه را می توان موتور محرکه توسعه نواحی ییلاقی محسوب کرد . اگر بتوان حتی 1%از این مسافران را حساب کرد که سفر و اقامتی در نواحی ییلاقی ، از جمله مریان داشته باشند ، می توان سالانه پذیرای 45 هزار مسافر در این مناطق بود.اگر هزینه های اقامتی هر نفر در شبانه روز تنها 10 هزار تومان در نظر گرفته شود ، سالانه این مناطق حدود 450 میلیون تومان از برکت ارائه خدمات به این مسافران درآمد خواهند داشت . این درآمد برای تثبیت زیست و معشیت برای کل منطقه مریان کافیست .
ارائه 5راهکار برای مریان فردا دکتر رهنمایی در ادامه با اشاره به آنچه که می توان و باید انجام داد گفت: 1-مریان دارای طرح هادی مصوب است . هر چند که عمر مفید این طرح به اجرا درنیامده پایان یافت ، لیکن می توان با تجدید نظر در آن ، اطلاعات و الزامات آن را بروز کرد و به اجرا در آورد و توسعه نظام مند مریان را بر اساس رهیافت های طرح هادی هدایت کرد . 2- آبادی های زیادی هستند که با جمعیت کمتر از حد نصاب مصوب وزارت کشور به شهر تبدیل می شوند . لازمه تبدیل یک نقطه جمعیتی الزاما تعداد در جمعیت نیست . بلکه این عملکرد یک نقطه جمعیتی است که تبدیل آن به شهر را ضروری می سازد . با توجه به تحولاتی که مریان طی سالهای اخیر به خود دیده ، وقت ان رسیده که فرمانداری شهرستان بر اساس مستندات موجود رسما تقاضای تبدیل مریان به شهر را به استانداری و وزارت کشور ارائه نماید. 3- مریان را می توان بعنوان یک نماد مدیریتی هم به شهر تبدیل کرد . این امر در نظام اداری ما کم سابقه نیست ، ماسوله با 670 نفر و ابیانه با حدود 900 نفر جمعیت نقطه شهری شده اند و از تمامی امکانات یک شهر برخوردارند . شورا ی اداری استان می تواند مریان را بعنوان نمادین به شهر تبدیل کرده و توسط یک شهردار افتخاری بدون این که هزینه ای برای دولت داشته باشد اداره نماید . 4-برای تامین منابع درآمدی مریان می توان تمهیدات اولیه ای را بکار گرفت و آن این که از متقاضیان صدور پروانه ساختمانی ، مبالغی را بعنوان خود یاری عمرانی دریافت کرد . کسانی که حاضرند برای احداث یک ویلا ، صد میلیون تومان هزینه کنند ، پرداخت عوارض نیم در صدی با هدف عمران مریان چندان مشکل نخواهد بود . 5- برای مشارکت دادن بیشتر مردم ونظارت مستقیم آنها در کنار شهردار افتخاری مریان پیشنهاد می شود ، گروهی با عنوان گروه دیده بان توسعه مریان با همکاری تعدادی از شخصیتهای محلی و منطقه ای که همگی در مریان و آبادی های مجاور آن سکونت دارند تشکیل گشته و هدایت و نظارت بر روند توسعه و ساخت و سازها را بر عهده گیرند . این مردمی کردن توسعه می تواند ، الگویی در فضای دوستی کردن توسعه باشد و شاید بتواند در نقاط دیگر هم مورد استفاده قرار گیرد.
نگذاریم مریان به سرنوشت روستاهایی مانند کلاردشت ، اوشان ، فشم ، میگون ، آبسرد و دهها روستای دیگردچار شود دکتر رهنمایی در پایان گفت: نکته حایز اهمیت و سخنی با مردم منطقه مریان . نگذاریم مریان به سرنوشت روستاهایی مانند کلاردشت ، اوشان ، فشم ، میگون ، آبسرد و دهها روستای دیگر که با هجوم سوداگران زمین و مسکن ، ساکنان بومی را از خانه و کاشانه اجدادی خود بیرون کرده اند و یا آنها را به سرایداری و باغبانی و خدمتکاری خود به کار گماشته اند ، دچار شود . مریان را حفظ کنیم تا هم خود و هم گردشگران از زندگی و درک زیباییهای آن لذت ببرند . سالها پیش برای دوره دکتری این موضوع ، یعنی روابط شهر و روستایی را از منظر توسعه گردشگری بعنوان سوال امتحانی به دانشجویان داده بودم . یک دانشجوی مازندرانی که خود شاهد این روند بود نوشته بود که صاحبان زمین های روستایی در نواحی خوش آب و هوا با فروش زمین خود اتومبیلی می خرند و پس از مدتی برای گذران زندگی ناگزیر از فروش آن می شوند برای پیدا کردن کار به خریدار زمین مراجعه می کنند و او آنها را به سرایداری استخدام می کند و جمله خود را با این مضمون تمام کرده بود زمین داران دیروز ، پراید سواران امروز ، سرایداران فردا . نگذاریم چنین شود .
|
افزودن نظر
قدرت گرفته از جیکامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سیاماس فارسی